به نام خدا

مدتیه دستم خیلی سنگین شده،به همه کارهام میرسم اما وقتی میخوام وبلاگ را به روز کنم،مثل این که بخوام کار خیلی سنگینی را بکنم در جا میزنم،یه خورده شبیه «وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ [التوبة : 46]» شدم.

این چند سطر را مینویسم فقط برای تغییر موقعیت و اعلان حیات و برای خالی نبودن عریضه یک نکته هم عرض میکنم.

يكي نماز مي خواند و در نماز، سوره نوح را پس از حمد مي خواند. در همان آيه اول «اِنّا اَرْسَلْنا نُوحاً»(سوره نوح، آيه 1.)
(ما نوح را فرستاديم) باز ماند و بيش از آن به ياد نياورد.
اعرابي كه حوصله اش سر رفته بود، گفت:
«اگر نوح نمي رود، ديگري را بفرست و ما را باز رهان»