400 نکته از سوره نبأ 29

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

قسمت سوم

35. درباره نام مبارک الله

ریشه «اله» 2963 بار و کلمه «الله» 2816 بار در قرآن ذکر شده است. از بین نام های نیکوی الهی، واژه «الله» کلمه‌ای است که بیشترین نقض و ابرام در مورد آن صورت گرفه است، که برخی از این موضوعات به طور خلاصه اشاره می‌شود.

الف) اشتقاق یا عدم اشتقاق:

اکثر اهل لغت، این واژه را مشتق می‌دانند، اما اختلافشان درباره مبدأ اشتقاق آن است، چنانکه ذکر خواهد شد. اما برخی آن را مشتق نمی‌دانند، چنان که از «خلیل بن احمد» نقل شده که:

«واژه «الله» اسمی است که برای خداوند وضع شده است و مشتق نیست و اصولاً تعیین مبدأ اشتقاق برای هر اسمی واجب نیست، زیرا موجب تسلسل خواهد شد».

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 28

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

قسمت دوم

35. ریشه لغوی اسم:

الف) تعریف اسم:

آنچه از بررسی کتاب­های اهل لغت و تفسیر به دست می­آید این است که برای واژه «اسم» معانی مختلفی که عموماً بازگشت به یک معنا می­کنند، ارائه شده است.

برخی تعاریف ارائه شده از اسم عبارتند از: «لفظی که بر جوهر یا عرضی گذارده می­شود تا از اشیاء دیگر تمییز داده شود»، «اسم کلمه ای است که به وسیله آن چیزی یا کسی را می­خوانند. اسم ذات مسمی است به اعتبار صفت»، «اسم لفظی است که دلالت بر مسمی می­کند» و «اسم کلمه­ای است که دلالت می­کند بر مسمی به نحو دلالت اشاره». اسم به صورت «الاسماء، أسامی و أسام» جمع بسته می­شود.

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 27

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

قسمت اول

35. پیام های اخلاقی بسم الله

1.       قرآن جلوه ای از رحمت خداوند می باشد.

از آنجا كه غالباً گوينده در آغاز سخن به اهداف كلى برنامه خويش اشاره مى‏كند، مى‏توان گفت كه از اهداف انتخاب دو صفت رحمانيت و رحيميت خدا در آغاز قرآن، رساندن اين حقيقت است كه قرآن جلوه رحمت الهى براى بشر است.

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 26

آیه 7 ؛ قسمت دوازدهم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

34. بعد هدایتی آیه

بعد هدایتی این آیه مرتبط با آیه قبل می باشد. خداوند می خواهد بگوید چرا در این زمین و عامل آرامش و سکونت آن، که همان کوه هایند، تفکر نمی کنید. آیا نمی دانید که آماده سکونت بودن این زمین و آرامش آن، ابدی و پایدار نیست؟

شما بسان یک مسافری هستید که سوار بر اتوبوسی شده است و به حرکت خود توجه ندارد. شما چه بخواهید و چه نخواهید این اتوبوس، بالاخره ایستگاه آخر دارد و همه باید پیاده شوند.آن زمانی که کوه ها متلاشی شوند و آرامش زمین از بین برود، زمان پیاده شدن شماست و آن وقت است که به تدبیر الهی درباره آن یقین خواهید کرد و در آن زمان وارد مرحله ای دیگر از آفرینش خواهید شد و آن مرحله حساب رسی است.

  این نکته بنا بر سیاق حکمت می باشد که علامه طباطبائی آن را مطرح کرده بود. اگر با توجه به سیاق قدرت، به آیه نگاه شود معنا طور دیگری خواهد بود.

ای کسانی که امکان تحقق معاد را باور ندارد، به همین زمینی که بر روی آن استقرار دارید توجه کنید. همان خدایی که آن را با قدرت عظیم خود آفریده و با قرار دادن کوه ها به آن آرامش داده و می تواند در زمان قیامت، با متلاشی کردن کوه ها، این آرامش را از زمین گرفته و معاد روز قیامت را سامان خواهد داده و شما را برای رسیدن به ثواب و عقاب اعمال تان بر انگیزد. 

400 نکته از سوره نبأ 25

آیه 7 ؛ قسمت یازدهم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

33. دلالت کوه ها بر حرکت زمین

برخی با استدلال به آیه « وَ الْجِبالَ اَوْتاداً » چنین استنباط کرده اند که این آیه دلالت بر حرکت زمین دارد و می تواند به عنوان آیات علمی مورد توجه قرار گیرد.

الف) يكى از نويسندگان معاصر، بعد از بيان اين نكته كه، چيزى را ميخ مى‏كوبند كه احتمال متلاشى شدن آن در حال حركت باشد، مى‏نويسد: «قرآن چهارده قرن پيش، پرده از روى اين راز بزرگ برداشته و كوهها را ميخ هاى زمين معرفى كرده است؛ زيرا فايده و نتيجه اينكه خداوند كوهها را ميخ ها و مسمار زمين قرار داد اين است كه اجزايش در حال حركت از هم متلاشى نشود».

ب) دكتر عدنان الشريف، نيز پس از اشاره به اهميّت كوهها در ايجاد توازن نيروى جاذبه و گريز از مركز به آيه‏ى 7 سوره‏ نبأ اشاره مى‏كند و مى‏نويسد: «كوهها باعث مى‏شوند زمين در حال حركت، تعادل خود را حفظ كند و از مسير و مدار خود خارج نشود».

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 24

آیه 7 ؛ قسمت دهم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

32. ارتباط این آیه با آیه 20

همانطور که قبلا عرض شد، این آیه به عنوان جمله معترضه بین آیه قبل و آیه بعد می باشد. چون سخن از مهاد بودن زمین است و از جمله عوامل اصلی برای آرامش زمین و کامل کننده آن ،کوه ها هستند و باز عرض شده که اگر خداوند فعل "نجعل" را به مضارع ذکر کرده، به این خاطر است که زمین هر لحظه نیازمند ربوبیت خداوند در آماده سازی آن برای سکونت است.  چنانکه در آیه دیگر به آن اشاره شده است که « إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَليماً غَفُوراً».

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 23

آیه 7 ؛ قسمت نهم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

31. وجه ذکر آفرینش کوهها قبل از زمین در سوره غاشیه

خداوند در قرآن هر جا سخن از آفرینش کوه ها به میان می آورد، ابتدا زمین را ذکر می کند و آنگاه به آفرینش کوه ها اشاره می کند و دلیل آن هم این است که چون کوه ها بعد از زمین آفریده شده اند ، متأخر ذکر می شوند.

در یک مورد این ترتیب را رعایت نکرده و ابتدا به ذکر کوه ها می پردازد و آنگاه به زمین اشاره می کند : «أَ فَلَا يَنظُرُونَ إِلىَ الْابِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلىَ السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلىَ الجِْبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ إِلىَ الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ».

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 22

آیه 7 ؛ قسمت هشتم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

30. چرا به جای اوتاد از عبارات دیگر استفاده نکرد؟

در خلال بحث های گذشته عرض شد که تعبیراتی که ناظر به فوائد کوه است، به چند جنبه مختلف اشاره دارد که آنها را به چند دسته تقسیم بندی کردیم.

1. منافع فوق الارضی زمین، که ناظر به ساکنان زمین است و در جلو گیری از بادهای تند و ایجاد چشمه ها و نهر ها و غار ها جلوه می کند. خداوند این بخش را با تعبیراتی چون "اکنان"[1] و "أنهار"[2]  و "جدد"[3] بیان کرده است.

2. منافع فوق الارضی زمین، که ناظر به خود زمین است و آن عبارت از سنگینی کوه است که عامل آرامش برای زمین است و خداوند این بخش را با لفظ "رواسی"[4] ایراد کرده است.

3. منافع تحت الارضی زمین که ناظر به دفع اضطراب درونی زمین است و آن را با لفظ "اوتاد"[5] بیان کرده است.

به عبارت دیگر کوه از دو جهت دفع اضطراب از زمین می کند:

1. با سنگینی خود که جلوه آن بر روی زمین است و با لفظ "رواسی" بیان شده است.

2. فرو رفتن در طبقات زمین که باعث جلوگیری از حرکت طبقات زمین کرده و مواد مذاب آن را مدیریت می کند و آن با لفظ "أوتاد" بیان شده است.

بنا بر این اختلاف تعبیرات درباره کوه می تواند ناظر به اختلاف منافع باشد. 


[1] . سوره نحل/82.

[2] . سوره رعد/3 و سوره حجر/19.

[3] . سوره نحل/27.

[4] . سوره مرسلات/27.

[5] . سوره نبأ/7.

400 نکته از سوره نبأ 21

آیه 7 ؛ قسمت هفتم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

29. مقصود از وتد بودن کوه ها.

مقصود از وتد بودن کوه ها.

خداوند در قرآن به برخی از فوائد کوه ها اشاره کرده است،حال سؤال این است که آیه به کدامیک از آن فوائد اشاره دارد.

در یک نگاه کلی فوائد کوه ها را به دسته می توان تقسیم کرد:


1. فوائد تحت الارضی: مقصود از این فوائد، این است که کوه ها، اگر نبودند، ضررهایی از دل زمین متوجه انسان می شد که عمده آنها زلزله ها می باشد.برخی هم حرکت قاره ای زمین را به آن افزوده اند.

2. فوائد فوق الارضی: منظور از این فوائد،فوائدی است که بودن کوه بر روی کره زمین، عامل ایجاد آن است که از جمله آنها می توان ایجاد چشمه ها و نهرها، جلوگیری از بادهای تخریب گر اشاره کرد.

آنچه که از لفظ اوتاد می توان فهمید این است که لفظ "اوتادا" ناظر به حرکت تحت الارضی زمین است، نه حرکت فوق الارضی.

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 20

آیه 7 ؛ قسمت ششم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

28. آفرینش کوه در روایات

در مورد بحث آفرینش کوه در روایات به دو موضوع اساسی اشاره می شود:

الف) روایتی در باب آفرینش زمین و کوه ها.

پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مى‏ فرمايد: خداوند، آفريده‏اى را نيافريده است مگر آنكه بر آن فرماندهى قرار داده كه بر آن چيرگى دارد، و اين براى آن است كه چون خداوند تبارك و تعالى درياهاى شيب را بيافريد بر خود باليدند و جوشيدند و گفتند: چه چيز می تواند بر ما غلبه کند؟ و خداوند زمين را آفريد و آن را بر پشت دريا پهن كرد و گسترد و دريا رام زمين شد. سپس فرمود: زمين بر خود باليد و گفت: چه چيز می تواند بر من چيره گردد؟

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 19

آیه 7 ؛ قسمت پنجم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

27. آیات کوه

آیات مرتبط با کوه ها را در قرآن ، به چند دسته می توان تقسیم کرد.

الف)خلقت و استواری کوهها

این موضوع با چند تعبیر مختلف بیان شده است:

1.       راسیات

استوار کوه ها گاهی با الفاظی از ماده "رسو" آمده است.رسو به معنی ثبت است یعنی ثابت و استوار.

وَ جَعَلْنا فيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً

2.       اوتاد

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 18

آیه 7 ؛ قسمت چهارم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

26. پیام اخلاقی آیه

1.       ميخكوب شدن كوه‏ها در زمين، نشان قدرت خداوند بر ايجاد معاد

بيان آفرينش كوه‏ها، در پاسخ آنان كه درباره معاد پرسش‏هايى را مطرح كرده بودند؛ گوياى آن است كه با وجود جلوه‏هاى قدرت خدا در زمين و كوه‏ها توجيهى براى انكار معاد نمى‏توان يافت.

2.       میخکوب شدن کوه ها بر سینه زمین،نشانه آفریننده عالم و هدفداری آن است.

از اینکه خداوند وجه آفرینش کوه ها را حفظ زمین از اضطراب درونی معرفی می کند،می توان به آفریننده دانای آن و هدفداری نظام این دنیا پی برد و همین هدف دار بودن آن وقوع قیامت را حتمی می کند. 

400 نکته از سوره نبأ 17

با عرض تسلیت به خاطر شهادت رسول رحمت و سبط اکبرشان، و ارائه این مطلب محضرشان.

آیه 7 ؛ قسمت سوم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

25. علت ذکر کوه ها بعد از زمین

در این باره به چند نکته می شود اشاره کرد:

1.       به علت اینکه آفرینش کوه ها، بعد از آفرینش زمین بوده است و به همین علت، تأخر زمانی دارد.چنان که آیات قرآن بر این مطلب اشاره دارد.از جمله « وَ هُوَ الَّذي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً »[1] و « وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْزُون‏».[2]

2.       این آیه به عنوان جمله معترضه بین آیه قبل و آیه بعد می باشد.[3] .چون سخن از مهاد بودن زمین است و از جمله عوامل اصلی برای آرامش زمین و کامل کننده آن ،کوه ها هستند[4].چنان که آیه « وَ أَلْقى‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَميدَ بِكُمْ ‏»[5] به آن اشاره دارد، به همین خاطر آن را بعد از زمین ذکر کرد.گویا خداوند می خواست بگوید: «جعلنا الارض مهادا للارض». 


[1] . رعد/3: اوست كه زمين را بگسترد، و در آن كوه‏ها و جويهايى قرار داد.

[2] . حجر/19: و زمين را گسترديم و در آن كوه‏هاى ريشه دار نهاديم و نيز از هر چيزى موزون در آن رويانديم.

[3] . التحرير و التنوير، ج‏30، ص: 14

[4] . مفاتیح الغیب:8/31.

[5] . نحل/15: و در زمين لنگرهايى از كوه‏ها افكند تا شما را نلرزاند.

400 نکته از سوره نبأ 16

آیه 7 ؛ قسمت دوم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

23. ارتباط آیه با آیه قبلی از نظر ادبی

1.       از نظر لفظی ،این آیه عطف بر آیه قبل می باشد.بدین صورت که "الجبال" به "الارض" و "اوتادا" به "مهادا" عطف شده است.پس این نوع از عطف ،عطف بر دو معمول عامل واحد است و این نوع عطف در کلام فصیح جایز می باشد.در این نوع جملات حرف عطف جایگزین عامل می شود.

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 15

آیه 7 ؛ قسمت اول

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

21. جبل در لغت

جِبَالٌ و أَجْبُلٌ[1]دو وزن جمع برای جبل هستند اگر کوهی طولانی نباشد،"آکام" و "قیران" خواهد بود[2] اما اگر بزرگ و طولانی باشد،"جبل" می گویند[3]، و اگر مثل و مانند نداشته باشد،"اکمّة" و "قنّة" خواهد بود[4].

در حقیقت جبل اسمی عام[5] برای هر نوع کوهی است که مرتفع باشد[6] ،اما هر کدام از این بلندی ه اسم خاصی هم دارند که هر کدام از کوتاه تا بلند ،به اسم های خاصی شناخته می شوند که عبارتند از: النَّبَكة،الرَّابية ،الأكَمَة ،الزُّبْية ،النَّجْوة ،الرِّبع ،القُفّ ،الهَضَبَة[7] ،القَرْن[8] ،الدُّك[9] ،الضِّلَع[10] ،النِّيق[11] ،الطَّوْد، الباذخ، الشامِخ، الشاهق، المُشْمَخِرّ ،الأقود ،الأخشب،  الأَهِم ، القَهْب[12] ،.[13] الخُشام.... .

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 14

آیه 6 ؛ قسمت چهاردهم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

20. زبان حالی برای آیه

زمانی که انسان متولد می شود،زمین و کوه ها و طبیعت را می بیند و با این طبیعت بزرگ می شود،و به آن عادت می کند،با او پیر می شود و با او می میرد.گویا از ازل بوده اند و تا ابد خواهد بود.خداوند می خواهد این بیماری ما را علاج کند ،بیماری عادت به ندیدن داشته ها.

عادت به ندیدن نعمت ها،عواقب گوناگونی را برای انسان به بار می آورد که مهم ترین آنها نیست انگاری صاحب نعمت می باشد. وقتی چنین شد،اصلا تصور نمی کنی که این نعمت را شخص دیگری به تو داده ،که روزی آن را خواهد گرفت و یا اینکه در قبال آن وظیفه ای را برای تو مقرر کرده باشد.

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 13

آیه 6 ؛ قسمت سیزدهم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

19. بُعد هدایتی آیه

چنانچه قبلا عرض شد این مجموعه آیات در مقام اثبات قیامت می باشد. دقت در آيات نشان مى‏ دهد كه خداوند مى‏ خواهد بفرمايد:

 چرا آخرت را انكار مى‏ كنند؟ مگر نمى ‏بينند كه ما اين خلقت را به وجود آورده ‏ايم و آن را ادامه خواهيم داد. ادامه آن همان وجود و آمدن آخرت است. كار اين خلقت، وقتى كه به مرحله انقلاب آخرت رسيد، خلقت متوقف نخواهد شد، بلكه در دنباله آن شما فوج فوج خواهيد آمد و چنين و چنان خواهد شد و دنيا و آخرت هر دو يك خلقتند.[1]

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 12


آیه 6 ؛ قسمت دوازدهم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

  18. مراحل طی شده زمین قبل از مهاد شدن

آنچه از قرآن فهمیده می شود آن است که خداوند هستی را از ماده ای به نام "ماء" آفرید[1] و از آن زمین و آسمان را آفرید[2].این دو بعد از آفرینش مراحل مختلفی را طی کرده اند که جزئیات آن برای ما مشخص نیست.

اجمالا روشن است که وقتی دست قدرت خداوند ماده اولیه زمین و آسمان را آفرید،به سراغ زمین آمد و کارهایی بر روی آن انجام داد،بعد از اینکه زمین کامل شد[3]،به سراغ آسمان رفت و آن را در قالب هفت آسمان منظم نمود.[4]

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 11

آیه 6 ؛ قسمت یازدهم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

16. يك نكته بلاغي:

عبارت «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً» از نظر  بلاغی «تشبیه بلیغ» می باشد.

تشبیه بلیغ، آن است که وجه شبه و ادات تشبیه از آن حذف شده است. از آن جهت اين تشبيه را بليغ گويند كه با حذف ادات تشبيه، دو طرف تشبيه يك چيز به حساب آمده و يكي بر ديگري برتري ندارد و موجب مبالغه ي بيشتري مي شود.در حقیقت مشبه(الارض) آنقدر ارتفاع درجه پیدا می کند تا آنکه به جایگاه مشبه به(المهاد) می رسد و این مبالغه در قدرت تشبیه است.[1]

در حقیقت جمله چنین بوده است: «قد جعلنا الارض کالمهاد فی سهولة الانتفاع منها».اما بدین شکل بیان کرده تا مخاطب برای فهمیدن آن به فکر فرو رود تا در جانش بیشتر بنشیند.[2]

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 10

آیه 6 ؛ قسمت دهم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

15. مهاد و حرکت زمین

در گذشته بیان شد که برخی از مفسران "مهادا" را در آیه به معنی "گهواره" گرفته اند و از همین معنا ،بر حرکت زمین استدلال کرده اند.در مطالب گذشته عرض شد که:

«اصل در این معنا،قرار دادن جایی برای سکونت و استراحت است و از مصادیق آن، گهواره ، زمین آماده شده، رختخواب، شمشیر آماده و صیقل داده شده و زمین صاف و مسطح شده است».[1]

استاد رضایی اصفهانی در مقاله ای به بررسی زمین در قرآن پرداخته که قسمتی از آن عینا ذکر می شود:

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 9

آیه 6 ؛ قسمت نهم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

14. ذکر نجعل به مضارع

با این که مضارع منفی به معنای ماضی است،اما خداوند آن را به لفظ ماضی ذکر نکرد،شاید به خاطر اینکه :

1. یکی از معانی فعل مضارع،حاضر کردن صورت فعل در نزد مخاطب است.چون مردم آنقدر زمین و کوه ها را از کودکی دیده اند که برای آنها به صورت امری عادی در آمده است،خداوند در قالب این ماده می خواهد صورت آنها را در ذهن مردم متصور کند تا درباره کیفیت آفرینش آنها تفکر کرده و مستمسکی برای انکار معاد نداشته باشندو حجت برآنان تمام شده باشد.[1]

2. یکی دیگر از معانی این باب، استمرار است و «چون "مهاد" بودن زمین کاری است که لحظه به لحظه باید صورت بگیرد»[2] و اگر زمانی خداوند از تأمین شرایط بهره برداری از آن دست بردارد، این آرامش از بین خواهد رفت.به همین خاطر با این وزن بیان شده است.


[1] . التحجریر و التنویر،ج 30، ص 15.

[2] . . التبيان في تفسير القرآن، ج‏10، ص: 239.

400 نکته از سوره نبأ 8

آیه 6 ؛ قسمت هشتم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

13. اوصاف زمین در کاربردهای قرآنی

خداوند در قرآن ،زمین را به اوصاف مختلفی وصف کرده است:

1.       کفات به معنای جذب و جمع ممتد است و آن را به خاطر این که همه چیز را به خاطر قوه جاذبه به سمت خود جذب می کند، بدین نام می خوانند.[1]

«أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً».[2]

2.       مهد؛ بدین معناست که زمین برای استفاده و زندگی انسان آماده شده است و هر چیزی که انسان برای ادامه زندگی بدان نیازمند است، در آن قرار داده شده است.[3]

«الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً ».[4]

3.       مهاد.این کلمه هم به معنی مهد است ،با این تفاوت که در معنای آن مبالغه وجود دارد که دلالت بر استعداد زمین برای سکونت می باشد.[5]

«أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً ».[6]

ادامه نوشته

400 نکته از سوره نبأ 7

آیه 6 ؛ قسمت هفتم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

  12. کاربردهای قرآنی مهد و مهاد

الف. مهاد در قرآن

1.وصف جهنم:

«فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهاد».[1]

2. وصف برخی از عذاب های جهنم

«لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواش»[2]

3. وصف زمین

«أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً ».[3]

ب. مهد در قرآن

1.       وصف زمین

«الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً ».[4]

2.       نام گهواره:

«وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْد».[5]

ج. چند نکته:

1.       با توجه به اصل عدم ترادف در قرآن،حتما فرقی بین مهد و مهاد وجود دارد،هر چند که ما به آن پی نبریم.علامه مصطفوی درباره فرق بین این دو می نویسد:

«مهاد به خاطر داشتن الف،به معنای استمرا و ادامه دلالت دارد و در زمین به معنای استعداد داشتن آن برای برای استراحت در آن است».[6]برخی دیگر آن را مصدری برای مبالغه می دانند.[7] البته ممکن است که خداوند از این دو کلمه یک معنا اراده کرده باشد، اما به خاطر رعایت نظم فواصل آیات از مهاد استفاده کرده باشد.

2.       مهاد درباره زمین به صورت نکره و درباره اصل جهنم به صورت معرفه به کار برده شده است،اما درباره عذاب خاص جهنم به صورت نکره آمده است.شاید علت این امر،ذکر "جهنم" قبل از کلمه "المهاد" باشد که که در این صورت الف و لام ،برای عهد ذکری خواهد بود.

3.       تعبیر "مهاد" درباره جهنم با توجه به معنای لغوی آن است. بدین بیان که آنها در زندگی چندین ساله خود در دنیا، به تدریج آنجا را برای زندگی اخروی خود آماده کرده اند.کریمه «مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُون»[8] هم این مطلب را تأئید می کند. یا بدین معنا که جهنم برای او آماده شده است و همان طور که شخصی را در رختخواب می گذارند، جهنمیان را در جهنم قرار می دهند. [9] البته ممکن هم هست که از باب تحکم و تهدید باشد مانند عبارت : «فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ ».[10]

4.       اصل در معنای "مهد" جایی است که برای استراحت آماده می شود،و اراده معنای گهواره از آن، به عنوان یکی از مصادیق آن است و شاید به همین خاطر تمام کاربردهای آن در مورد گهواره ، با الف و لام تعریف همراه است[11] که الف و لام عهد ذهنی خواهد بود.

توجه نکردن مفسران به این نکته باعث خلط مبحث شده است که در بخش لغوی "مهاد" اشاره  شده است.


آنچه از کاربردهای قرآنی و روایی این کلمه و نظائر آن فهمیده می شود این است که زمین مانند بستری آماده شده برای استراحت،در اختیار انسان قرار گرفته است که از آن بهره برداری کند.چنان که قبلا روایتی از از امام حسن عسکری علیه السلام ،در معنای "فراش" که معنایی نزدیک به مهاد دارد،نیز بر این مطلب گواهی می دهد.نقل شد.


[1] . بقره/206: تنها درمان دردشان جهنم است كه بد قرارگاهى است.

[2] . اعراف/41: براى ايشان از آتش بسترى و (به جاى روپوش) بر بالاى آنان پوشش هاى آتشينى است.

[3] . نبأ/6: آيا ما زمين را مهد آسايش خلق نگردانيديم؟

[4] . طه/53: همان كسى كه زمين را براى شما بسترى گسترده قرار داد.

[5] . آل عمران/46: و با مردم در گهواره [به صورت كارى خارق العاده‏] سخن مى‏گويد.

[6] . التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج‏13، ص: 19

[7] . التحریر و التنویر،ج 30، ص 13.

[8] . روم/44: آنهايى كه كافر شدند كفرشان به ضرر خودشان است و آنها كه عمل صالح كردند براى خود ذخيره نمودند.

[9] . ر.ک: الطراز الأول، ج‏6، ص: 271:

[10] . آل عمران/21: پس آنان را به عذابى دردناك بشارت ده.

[11] . ر.ک: آل عمران/46،مائده/110 و مریم/29.

400 نکته از سوره نبأ 6

با یاد اربعین حسینی و هدیه این مبحث به پیشگاه مبارک سید شهدان.
آیه 6 ؛ قسمت ششم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

10.     کاربردهای لغوی مهاد

در بحث صرفی لفظ "مهاد"، چند وجه وجود دارد:

1.    برخی آن را جمع "مَهد" می داند،که جمع الجمع آن"مُهُد" خواهد بود[1] مانند سهم که جمعش سهام خواهد شد.[2] در این صورت،آن را به اعتبار کثرت بقعه ها و قطعه های زمین،مهاد می خوانند.[3]

2.    برخی دیگر آن را مصدری برای مبالغه می دانند[4] .

3.    این واژه می تواند اسم به معنای مفعول نیز باشد.[5]

برای "مهاد" چند معنا گفته شده شده است:

1.       قرار دادن جایی آماده برای سکونت و استراحت.[6]

2.       هر آن چیزی که آماده می شود.[7]

3.       قرار دادن جایی آماده و آسان.[8]

4.       جایی که برای بچه آماده می شود.[9]

5.       جایی که گسترده شده است.[10]

همان طور که ملاحظه می شود،معنای جامعی که از این تعریف ها به دست می آید ، همان معنای اول است. "علامه مصطفوی" در این باره می نویسد:

«اصل در این معنا،قرار دادن جایی برای سکونت و استراحت است و از مصادیق آن، گهواره ، زمین آماده شده، رختخواب، شمشیر آماده و صیقل داده شده و زمین صاف و مسطح شده است».[11]

برخی قید "بدون اذیت" را در آن لحاظ کرده اند[12]؛یعنی جایی که برای استفاده بدون اذیت، آماده شده است.

خلط مبحث بین مفسران

خلاصه اینکه معنای گهواره کودک، یکی از مصادیق این اصل است.این معنا توسط کاربرد های قرآنی تأیید می شود،که در بخش های آینده به آن اشاره خواهد شد.

برخی از مفسران ،چون گهواره را معنای اصلی ماده گرفته اند،قید موقتی بودن و حرکت[13] را از آن بر داشت کرده اند که با ظاهر آیه و تصریح اهل لغت سازگاری ندارد.

چنانکه گفته اند:

«شاید وجه تشبیه زمین به مهاد ، این است که هم چنان که مدت سکونت طفل در گهواره موقت و تا زمان راه افتادن اوست،مدت استقرار انسان در این کره خاکی هم زود گذر می باشد».[14]

برخی [15] با همین مبنا،کل آیه را صغرای قیاس گرفته اند و کبرای آن را این چنین دانسته اند که «پرورشگاه مقصد و منزلگاه نهايى براى پرورش يافته نيست، زيرا پرورشگاه و گهواره، وسيله پرورش جسم و قواى نفسانى است، همين كه اين دوره به پايان رسد پرورش- يافته از آن برگرفته و وارد زندگى ديگر مي شود كه متناسب با ساختمان و ميدان بروز قواى پرورش يافته است چون پرورش، همان آماده كردن پرورده براى محيط و زندگى ديگر است. اين حقيقت مورد تصديق، و تشخيص آن، فطريست و اثبات آن احتياج به دليل و برهان ندارد».

این مطالب گرچه در جای خود مطلب صحیحی اند، اما از کلمه "مهاد" قابل استنباط نیست.

11. مقصود از مهاد بودن زمین

پس مقصود از "مهاد" بودن زمین،بساط و پهن بودن آن و قرار گرفتن آن آماده برای بهره برداری انسان است[16] و این معنا جز از دست خداوند، بر نمی آید.به خاطر این که "مهاد" بودن آن لحظه به لحظه باید صورت بگیرد تا اینکه استراحت و تصرف در آن ممکن باشد[17].خداوند سطح آن را شایسته برای نشستن و راه رفتن قرار داده است[18] ، نه خاکش آنچنان نرم است که نشود در آن راه رفت و نه آنچنان سنگلاخی که نتوان کشاورزی کرد و نه آنچنان کوهستانی که نتوان پیاده روی کرد.آن را طوری قرار داده که برای بشر قابل انتفاع و بهره برداری باشد.[19]

این معنا موافق همان روایتی است که از امام حسن عسکری علیه السلام ،در معنای "فراش" که معنایی نزدیک به مهاد دارد،[20]نقل شده است.

آن حضرت به نقل از پدرانشان، از امام سجّاد عليهم السّلام نقل فرمودند كه آن حضرت در باره آيه: «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً »[21] چنين فرمودند: يعنى خداوند زمين را متناسب با طبيعت، خوى و بدنهاى شما قرار داد. آن را نه چنان داغ و سوزان نمود كه شما را بسوزاند و نه چنان سرد كه در آن يخ بزنيد، باد آن نه چنان خوشبو است كه از آن سردرد بگيريد و نه آنچنان بد بو، كه شما را اذيّت كند، و زمين، نه همچون آب، نرم است كه شما را غرق كند و نه آنچنان سخت كه نتوانيد در آن خانه بنا سازيد و قبر بكنيد، بلكه خداوند عزّ و جلّ، آن مقدار صلابت در آن نهاده است كه براى شما مفيد و نافع باشد و بتوانيد خود و ساختمانهايتان را بر آن نگه داريد و در آن خاصيّتى قرار داده است تا براى خانه‏سازى و قبر كندن و بسيار منافع ديگر شما مناسب باشد، پس به اين خاطر زمين را براى شما همچون بستر گردانيده است. [22]


[1] . التهذیب فی اللغة، ج6، ص 127.

[2] المصباح المنیر،ص 581.

[3] . التحریر و التنویر،ج 30، ص 13.

[4] . همان.

[5] . التحریر و التنویر،ج 16، ص 132.

[6] . التحقیق،ج 11، ص 206.

[7] . جمهرة اللغة، ج‏2، ص: 685

[8] . تهذيب اللغة، ج‏6، ص: 127

[9] . مفردات ألفاظ القرآن، ص: 780

[10] . التبيان في تفسير القرآن، ج‏10، ص: 239 و التحریر و التنویر،ج 25، ص 229.

[11] . التحقیق،ج 11، ص 189.

[12] . التبيان في تفسير القرآن، ج‏10، ص: 239

[13] . بحث حرکت در عنوان مستقلی بحث خواهد شد.

[14] . تفسیر نسیم رحمت، جزء 29 و 30، ص 259و تفسیر صوتی استاد محمد علی انصاری،ذیل آیه.

[15] . پرتوى از قرآن، ج‏3، ص: 9

[16] . التحریر و التنویر،ج 25، ص 229.

[17] . التبيان في تفسير القرآن، ج‏10، ص: 239.

[18] . التحریر و التنویر،ج 30، ص 12.

[19] . تفسیر العثیمین، ج 1، ص 26.

[20] . نزدیکی معنوی این دو واژه از کریمه «وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُون»(ذاریات/48) ، قابل استنباط است.به خاطر اینکه مناسب جمله این بود که اسم فاعل را هم از این باب بیان کند،اما فرمود "الماهدون"،پس معلوم می شود این دو واژه معنایی نزدیک به هم دارند.

[21] . بقره/ 22: آن كس كه براى شما زمين را همچون بستر گردانيد.

[22] . عيون أخبار الرضا ع،ترجمه غفارى و مستفيد، ج‏1، ص: 279 و 278: قَالَ جَعَلَهَا مُلَائِمَةً لِطَبَائِعِكُمْ‏ مُوَافِقَةً لِأَجْسَادِكُمْ وَ لَمْ يَجْعَلْهَا شَدِيدَةَ الْحُمَّى وَ الْحَرَارَةِ فَتُحْرِقَكُمْ وَ لَا شَدِيدَةَ الْبُرُودَةِ فَتُجْمِدَكُمْ وَ لَا شَدِيدَةَ طِيبِ الرِّيحِ فَتُصَدَّعَ هَامَاتُكُمْ وَ لَا شَدِيدَةَ النَّتْنِ فَتُعْطِبَكُمْ‏ وَ لَا شَدِيدَةَ اللِّينِ كَالْمَاءِ فَتُغْرِقَكُمْ وَ لَا شَدِيدَةَ الصَّلَابَةِ فَتَمْتَنِعَ عَلَيْكُمْ فِي دُورِكُمْ وَ أَبْنِيَتِكُمْ وَ قُبُورِ مَوْتَاكُمْ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ فِيهَا مِنَ الْمَتَانَةِ مَا تَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ تَتَمَاسَكُونَ وَ تَتَمَاسَكُ عَلَيْهَا أَبْدَانُكُمْ وَ بُنْيَانُكُمْ وَ جَعَلَ فِيهَا مَا تَنْقَادُ بِهِ لِدُورِكُمْ وَ قُبُورِكُمْ وَ كَثِيرٍ مِنْ مَنَافِعِكُمْ فَلِذَلِكَ جَعَلَ الْأَرْضَ فِرَاشاً لَكُمْ.

400 نکته از سوره نبأ 5

آیه 6 ؛ قسمت پنجم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً (6)

9. مقصود از «الارض» در آیه

واژه "الارض" در قرآن چند مصداق می تواند داشته باشد:

الف. ارض به معنای کره زمین:

«وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ»[1]

ب. ارض به معنای قطعات و آبادی های زمین.مانند مکه و مصر

« وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها »[2]

ج. ارض به معنی عالم طبیعت و پهنای زمین.

« ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها »[3]

د. ارض به معنای سزمین و محل زندگی

«قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ»[4]

نکته:

علامه شعرانی در باره "ارض" فرموده اند:

«اطلاق کره زمین به زمین،اصطلاح علمای هیئت است ،ولی علمای لغت مقصود از زمین را گستره خشکی در زیر پای انسانها می دانند و آن پوسته جامد بر روی مواد مذاب زمین است».[5] البته منظور از «گستره خشکی» تمام سطح زمین ، شامل خشکی ها و دریاست و ملاحظه کاربرهای قرآنی هم، همین را نشان می دهد.[6] پس مقصود از "الارض" در آیه،این معنا خواهد بود و در این صورت ال و لام در آن ، به معنای استغراق خواهد بود؛ بدین معنا که ویژگی "مهاد" بودن شامل قطعه خاصی از زمین نیست، بلکه تمام گستره پهنای آن،از خشکی و دریا را شامل خواهد شد.

شاید به نظر برسد،این معنا همان معنای کره زمین خواهد بود،اما چنین نیست،در اکثر مواردی که مقصود آفرینش زمین ، در مقابل آسمانها باشد،کره زمین مقصود است [7]،اما در غیر آن، گرچه همان شمول را داشته باشد،ولی قید کل مجموعه به اعتبار کرویت و یا دیده شده با آسمانها در یک مجموعه منسجم مورد لحاظ نیست.


[1] . هود/7: او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز خلق كرد.

[2] . اسراء/ 76: و نيز نزديك بود كافران تو را در سرزمين خود سبك كرده در نتيجه يا با مكر يا به زور تو را از آنجا بيرون كنند.

[3] . بقره/61: پروردگار خويش را بخوان تا از آنچه زمين مى روياند از سبزى و خيار و سير و عدس و پيازش ،براى ما بيرون آورد.

[4] . نساء/97: مى‏گويند: در سرزمينى كه زندگى مى‏كرديم، اقويا ما را به استضعاف كشيدند.

[5] . ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏26، ص: 229.

[6] . ر.ک:نحل /14 و حج / 65 و جاثیه 12و 13.

[7] . ر.ک : اعراف/54، یونس/3، هود/7، اسراء /99، فرقان /59، عنکبوت /61، سجده /4، یس /81، زمر /5، احقاف/33، حدید/4.