ختم 103 تا 113 قرآن كريم
بشارت:
حضرت رسول- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود:
قرآن را بخوانيد و گريه کنيد و اگر گريه تان نمى آيد، خود را به گريه بزنيد. از ما نيست کسى که قرآن را با آواز دل نواز نخواند
ختم صد و سوم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۱۹ و ۲۰ آذر تلاوت شد.
ختم صد و چهارم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۱۸ تا ۲۰ آذر تلاوت شد.
ختم صد و پنجم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۱۸ تا ۲۰ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.
ختم صد و ششم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۲۰ تا ۲۲ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.
ختم صد و هفتم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۲۰ و ۲۲ آذر تلاوت شد.
ختم صد و هشتم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۲۱ تا ۲۳ آذر تلاوت شد.
ختم صد و نهم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۲۳ و ۲۴ آذر تلاوت شد.
ختم صد و دهم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۲۲ تا ۲۴ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.
ختم صد و يازدهم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۲۴ تا ۲۶ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.
ختم صد و دوازدهم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۲۵ و ۲۶ آذر تلاوت شد.
ختم صد و سيزدهم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۲۴ تا ۲۶ آذر تلاوت شد.

تلنگر:
... اوليا نمىتوانند مشاهدات خودشان را براى مردم بيان كنند، قرآن هم نازل شده، متنزل شده است، رسيده است به جايى كه با اين مردم در بند و در چاه ضلالت، مخاطبه كند. دست و زبان پيغمبر اكرم هم بسته است، نمىتوانند آن را كه واقعيت است برسانند مگر متنزل [كنند]، تنزل [بدهند]. قرآن مراتب دارد، هفت بطن يا هفتاد بطن از براى قرآن است؛[2] از اين بطون تنزل كرده است تا رسيده است به جايى كه با ما مىخواهد صحبت كند. خدا خودش را با شتر معرفى مىكند:«أَ فَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ »[3] و اين براى ما تأسفآور است كه به همين موجودات نازل: به شمس، به سماء، به ارض، به خود آدم [بخواهيم به خدا معرفت پيدا كنيم.] زبان انبيا عقده داشته: «رَبِّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى، وَ يَسِّرْ لِى أمْرِى، وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِن لِّسَانِى »[4] عقدهها در زبانشان، نه در قلبشان بوده است. نمىتوانستند آنچه يافتهاند آن طور كه يافتهاند بگويند، گفتنى نبوده است. از اين جهت با مثال با نظاير مىخواستند چيزى به ما بفهمانند.
خوب وقتى كه خدا با شتر معرفى بشود، معلوم است كه مرتبه ما چه مرتبهاى است، مرتبه همان حيوان است؛ و معرفتى كه ما از آن پيدا مىكنيم چه معرفتى است، يك چيز بسيار ناقص [است]....[5]
[۱] . ( 1). قال النبى( ص): إنَّ لِلْقُرآنِ ظَهْراً وَ بَطْنَاً وَ لِبَطْنِهِ بَطْنٌ الى سَبْعَةِ ابْطُنٍ؛ همانا براى قرآن ظاهر و باطنى است و براى باطن هم تا هفت بطن است؛ تفسير صافى؛ ج 1، ص 31، مقدمه چهارم؛ و احاديث 1، 2، 8، 9، 10 همين مقدمه.
[۲] . آيا در آفرينش شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده است( غاشيه/ 17).
[۳] . پروردگارا! سينه من بگشاى و كار مرا آسان گردان و گره از زبان من باز كن( طه/ 25- 27).
[۴] . تفسير سوره حمد: 133

اين وبلاگ براي اطلاع رساني سامانه پيامكي ختم قرآن راه اندازي شده است.