بشارت:

حضرت رسول- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود:

قرآن را بخوانيد و گريه کنيد و اگر گريه تان نمى آيد، خود را به گريه بزنيد. از ما نيست کسى که قرآن را با آواز دل نواز نخواند

ختم صد و سوم  قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۱۹ و ۲۰ آذر تلاوت شد.

ختم صد و چهارم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۱۸ تا ۲۰ آذر تلاوت شد.

ختم صد و پنجم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  در ۱۸ تا ۲۰ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.

ختم صد و ششم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  در ۲۰ تا ۲۲ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.

ختم صد و هفتم  قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۲۰ و ۲۲ آذر تلاوت شد.

ختم صد و هشتم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۲۱ تا ۲۳ آذر تلاوت شد.

ختم صد و نهم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۲۳ و ۲۴ آذر تلاوت شد.

ختم صد و دهم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  در ۲۲ تا ۲۴ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.

ختم صد و يازدهم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  در ۲۴ تا ۲۶ آذر با مشاركت ۷۰ نفر تلاوت شد.

ختم صد و دوازدهم  قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۲۵ و ۲۶ آذر تلاوت شد.

ختم صد و سيزدهم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۲۴ تا ۲۶ آذر تلاوت شد.

كتاب معرفت

تلنگر:

... اوليا نمى‏توانند مشاهدات خودشان را براى مردم بيان كنند، قرآن هم نازل شده، متنزل شده است، رسيده است به جايى كه با اين مردم در بند و در چاه ضلالت، مخاطبه كند. دست و زبان پيغمبر اكرم هم بسته است، نمى‏توانند آن را كه واقعيت است برسانند مگر متنزل [كنند]، تنزل [بدهند]. قرآن مراتب دارد، هفت بطن يا هفتاد بطن از براى قرآن است؛[2]  از اين بطون تنزل كرده است تا رسيده است به جايى كه با ما مى‏خواهد صحبت كند. خدا خودش را با شتر معرفى مى‏كند:«أَ فَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ »[3] و اين براى ما تأسف‏آور است كه به همين موجودات نازل: به شمس، به سماء، به ارض، به خود آدم [بخواهيم به خدا معرفت پيدا كنيم.] زبان انبيا عقده داشته: «رَبِّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى، وَ يَسِّرْ لِى أمْرِى، وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِن لِّسَانِى »[4] عقده‏ها در زبانشان، نه در قلبشان بوده است. نمى‏توانستند آنچه يافته‏اند آن طور كه يافته‏اند بگويند، گفتنى نبوده است. از اين جهت با مثال با نظاير مى‏خواستند چيزى به ما بفهمانند.

خوب وقتى كه خدا با شتر معرفى بشود، معلوم است كه مرتبه ما چه مرتبه‏اى است، مرتبه همان حيوان است؛ و معرفتى كه ما از آن پيدا مى‏كنيم چه معرفتى است، يك چيز بسيار ناقص [است‏]....[5]


[۱] . ( 1). قال النبى( ص): إنَّ لِلْقُرآنِ ظَهْراً وَ بَطْنَاً وَ لِبَطْنِهِ بَطْنٌ الى‏ سَبْعَةِ ابْطُنٍ؛ همانا براى قرآن ظاهر و باطنى است و براى باطن هم تا هفت بطن است؛ تفسير صافى؛ ج 1، ص 31، مقدمه چهارم؛ و احاديث 1، 2، 8، 9، 10 همين مقدمه.

[۲] . آيا در آفرينش شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده است( غاشيه/ 17).

[۳] . پروردگارا! سينه من بگشاى و كار مرا آسان گردان و گره از زبان من باز كن( طه/ 25- 27).

[۴] . تفسير سوره حمد: 133