ختم 132 تا 142 قرآن كريم
بشارت:
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود:
براى قرائتكنندهى قرآن در نماز به هر حرفى كه از قرآن بخواند يك صد حسنه نوشته مىشود و اگر نشسته نماز را خواند به هر حرفى كه از قرآن تلاوت كند پنجاه حسنه دارد و اگر در غير از نماز با وضو قرآن تلاوت كند بيست و پنج حسنه و بدون وضو ده حسنه .
فرمود بدانيد كه من نميگويم«المر»[1] يك حرف است بلكه براى الف ده حسنه و براى لام ده حسنه و براى ميم ده حسنه و براى راء ده حسنه دارد. [2].
ختم ۱۳۲ قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۹ تا ۱۱ دي ۹۰ با مشاركت ۷۹ نفر تلاوت شد.
ختم ۱۳۳ قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۹ تا ۱۱ دي ۹۰ تلاوت شد.
ختم ۱۳۴ قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۱۱ تا ۱۳ دي ۹۰ با مشاركت ۸۰ نفر تلاوت شد.
ختم ۱۳۵ قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم در ۱۱ تا ۱۲ دي ۹۰ تلاوت شد.
ختم ۱۳۶ قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۱۳ تا ۱۴ دي ۹۰ با مشاركت ۸۰ نفر تلاوت شد.
ختم ۱۳۷ قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم در ۱۳ تا ۱۴ دي ۹۰ تلاوت شد.
ختم ۱۳۸ قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۱۲ تا ۱۴ دي ۹۰ تلاوت شد.
ختم ۱۳۹ قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم در ۱۵ تا ۱۶ دي ۹۰ تلاوت شد.
ختم ۱۴۰ قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه در ۱۴ تا ۱۶ دي ۹۰ با مشاركت ۷۵ نفر تلاوت شد.
ختم ۱۴۱ قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم در روزهاي ۱۵ تا ۱۷ دي ۹۰ تلاوت شد.
ختم ۱۴۲ قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم در ۱۷ تا ۱۸ دي ۹۰ تلاوت شد.

تلنگر:
قرآن سه گروه مخاطب دارد
در قرآن سه نظر وجود دارد: يكى غمزه با صاحبدلان و ديگرى با كوران صحبت كردن و سومى بين اول و دوم است.
به اهل اسرار مىگويد: «هُوَ الْأوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ»[3] كه يك حقيقت و يك ظهور و يك وجود ابسط است؛ اول اوست، آخر اوست، ظاهر اوست، باطن اوست، تعدد نيست. علم اوست، اراده اوست، معلوم اوست، قدرت اوست.
نظر ديگر كه ذلت توده بشرى را مىرساند، اين است كه خدا خود را با ابل معرفى مىكند: «أ فَلَا يَنْظُرُونَ إلَى الْإبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ[4]» براى كسى كه كثرت مىبيند، ابل مىبيند و جز ابل با چيزى آشنا نيست.
نظر سوم اين است كه با نظر استقلالى به ماهيات نگاه كرده و طبق انظار عوام الناس مىفرمايد: «خَلَقَ السَّموَاتِ وَ الْأرْضَ فِى سِتَّةِ أيَّامٍ»[5] سماء مىبيند، ارض مىبيند، تقدم و تأخر مىبيند، شش روز و تدريج مىبيند، بر حسب نظر عامه كه سمائى و ارضى مىبينند.
و در سوره نور مىفرمايد: «اللَّهُ نُورُ السَّموَاتِ وَ الْأرْضِ»[6] و نظر به نور نموده و اين طور نيست كه نظر به نور و سماء، هر دو باشد، بلكه اصل نظر به مضاف است، منتها طرف اضافه سماء و ارض قرار گرفته است و ليكن يك نور است و سماء و ارض طرف اضافه يك نور است و از يك نور، سماء و ارض ديده مىشود و اين گونه نيست كه هر كدام نورى داشته باشند.
و اينكه مىفرمايد: «هُوَ الْأوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ»[7] در اين نظر به اصل يك حقيقت توجه شده و تكثر ملغى گشته است و كلمات مذكوره مفاهيمى در مقابل اشياء متعدد ندارند.
و ليكن اين گونه آيات، فقط براى آشنايان حقايق و پردهداران اسرار خزائن است و چون عدد آنها كم است اين نظر هم در آيات كم است.
آن كس كه از عامه مردم است كثرات مىبيند. براى اَعرابى كه فقط با ابل سر و كار داشته و ابل مىبيند، خود را با ابل معرفى مىنمايد، حدقه محاط چشم ما بيش از اين احاطه ندارد كه از وراى عالم طبيعت به طبيعت نگاه كند.
اين است كه حضرت سجّاد عليه السلام فرموده است: «شش آيه اول سوره حديد و سوره توحيد براى متعمقين آخر الزمان نازل شده است»[8]. بقيه مردم بايد معارفشان را از سماء و ارض به دست آورند «وَ إلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ* وَ إلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ* وَ إلَى الْأرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ».[9] .[10]
[1] . قسمتي از آيه اول سوره رعد.
[2] . الوسائل 4 : 848 ح 3 , عن عده الداعي و إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص: 94
[3] . حديد: 3: اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست.
[4] . غاشيه آِات 17- 18 : آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده؟ و به آسمان كه چگونه برافراشته شده؟
[5] . حديد آيه 4 : اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد
[6] . نور آيه 35 : خدا نور آسمانها و زمين است.
[7] . حديد: 3: اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن.
[8] . اصول كافى، ج 1، ص 91، حديث 3؛ توحيد صدوق، ص 283، حديث 2.
[9] . غاشيه آيات 18- 20 : و به آسمان كه چگونه برافراشته شده؟ و به كوهها كه چگونه برپا داشته شده؟ و به زمين كه چگونه گسترده شده است؟
[10] . تقريرات فلسفه، ج2، ص:190 و 191.
اين وبلاگ براي اطلاع رساني سامانه پيامكي ختم قرآن راه اندازي شده است.