ختم 85 تا 92 قرآن كريم

 ختم هشتاد و پنجم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  در ۴ و ۵ آذر تلاوت شد.

ختم هشتاد و ششم قرآن كريم؛ ؛اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است كه به صورت پيوسته  در هر دو روز يك ختم كامل تلاوت مي كنند. اين ختم از پنجم آذر ۹۰ شروع شده و ششم آذر۹۰ به پايان رسيد.

ختم هشتاد و هقتم قرآن كريم؛ ؛اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است كه به صورت پيوسته  در هر دو روز يك ختم كامل تلاوت مي كنند. اين ختم از هفتم آذر ۹۰ شروع شده و هشتم آذر۹۰ به پايان رسيد.

ختم هشتاد و هشتم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم از ششم آذر ۹۰ شروع شده و هشتتم  آذر ۹۰ به پايان می رسد.

ختم هشتاد و نهمقرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  در ۵ تا ۸ آذر تلاوت شد.

ختم نودم قرآن كريم؛ ؛اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است . اين ختم ۷ و ۸ آذر تلاوت شد.

ختم نود و یکم قرآن كريم؛ ؛اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  در ۸ تا ۱۱ آذر تلاوت می شود.

ختم نود و دوم قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است . اين ختم از نهم آذر ۹۰ شروع شده و یازدهم آذر ۹۰ به پايان می رسد.

نکته:بالاخره سامانه دست و پا شکسته ما هم راه افتاد و یه خورده زخمت ما را کم کرد و انشاء الله تلاوت یک صفحه روزانه هم به لیست اضافه می شود.و هر کس مایل بود میتونه ثبت نام کنه.

تلنگر:

تلاوت قرآن و ذکر و دعا در شب و روز عاشورا

امام حسین علیه السلام در تلاوت کتاب خدا شب و روز شوق بسيار داشت چنان که شب عاشورا مهلت گرفت از دشمنان در تأخير قتال به جهت آن  و به عباس بن علی (ع) فرمود:«ارجع اليهم فان استطعت أن تؤخرهم الي غد و تدفعهم عنا العشية لعلنا نصلي لربنا الليلة و ندعوه و نستغفره فهو يعلم أني قد کنت أحب الصلاة له و تلاوة کتابه و کثرة الدعاء و الاستفغار»..

اگر بتواني مهلت بگيري تا فردا، امشب را با خدا به راز و نياز بپردازيم، و خدا را بخوانيم و از او طلب آمرزش کنيم، خدا خودش مي‏داند که من تا چه حد دوست دارم نماز بخوانم و تلاوت قرآن کنم و آنچه مي‏خواهم از او مسئلت نمايم و طلب آمرزش کنم.

 و در آن شب به سبب تلاوت و مناجات و عبادتش، سي نفر از لشکر ابن‏سعد هدايت يافتند و به جانب آن حضرت شتافتند و فيض شهادت بردند ، و آن جناب از آن وقتي که مقابل قوم ايستاد تا وقتي که سر مبارکش را بر نيزه کردند، متصل مشغول به قرائت قرآن بوده و سرش بر سر نيزه سوره‏ي کهف تلاوت مي‏نمود.

لب هاي وي، از داغ حکايت مي کرد؟ 

يا از عطش آب، روايت مي کرد؟

گويي که به عرش نيزه، از سوره عشق 

هفتاد و دو آيه را تلاوت مي کرد

اصحاب آن حضرت هم ،همه اهل فضل بودند چنان که وقتي که حبيب بن مظاهر شهادت يافت شهادت او بر حضرت ابي عبدالله خيلي گران آمده فرمود: «عند الله احتسب نفسي و حماة اصحابي، لله درک يا حبيب لقد کنت فاضلا تختم القرآن في ليلة واحدة،» بذل جانم و کشته شدن اصحاب و يارانم که به فرمان خداست، به حساب اوست و از پيشگاه او در خواست اجر و پاداش مي نمايم، تو اي حبيب که در حقيقت مردي دانشمند و اهل فضل و کمال بودي و در يک شب ختم قرآن مي‏نمودي.

 حبيب در ميدان کربلا فرمانده ستون چپ ياران امام عليه‏السلام بوده و پرچمدار سپاه بود.

برير بن خضیر همدانی هم مردي زاهد وعابد بود و او را سيد قراء مي ناميدند و از اشراف اهل کوفه از همدانيين بود و اوست دایی ابواسحاق عمرو بن عبدالله سبيعي کوفي تابعي که در حق او گفته اند چهل سال نماز صبح را به وضوي نمازعشا گذارد و در هر شب يک ختم قرآن مي نمود، و در زمان او اعبدي از او نبود، و اوثق در حديث از او نزد خاصه و عامه نبود، و او از ثقات علي بن الحسين عليهماالسلام بود. [1]



[1] . جهره درخشان حسین بن علی،علی ربانی خلخالی:378

ختم 82 و 83 و 84 قرآن كريم

بشارت:

و قال الحسن عليه السلام انّ هذا القرآن يجي‏ء يوم القيمة قاعدا و سائقا يقود قوما الى الجنّة احلوا حلاله و حرّموا حرامه و آمنوا بمتشابهه و يسوق قوما الى النّار ضيّعوا حدوده و احكامه و استحلوا محارمه‏.[1]

حضرت امام حسن- عليه السّلام- فرمود:

اين قرآن در روز قيامت مى‏آيد در حالتى كه قاعد و سائق است مردمى را به سوى بهشت رهبرى مى‏كند و آنها كسانى هستند كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام دانسته‏اند و به متشابهات آن ايمان آورده‏اند. و كسانى را به سوى آتش سوق مى‏دهد كه حدود آن را ضايع كرده‏اند و احكام آن را مراعات ننموده‏اند و حرام هاى آن را حلال دانسته‏اند.

ختم هشتاد و دوم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  يك ‌آذر  نود شروع شد و سوم آذر نيز به پايان رسيد.

ختم هشتاد و سوم قرآن كريم؛ ؛اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است كه به صورت پيوسته  در هر دو روز يك ختم كامل تلاوت مي كنند. اين ختم از سوم آذر ۹۰ شروع شده و امروز ۴ آذر۹۰ به پايان رسيد.

ختم هشتاد و چهارم  قرآن كريم؛ اين ختم مخصوص ۸۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است كه به صورت پيوسته  در هر سه روز يك ختم كامل تلاوت مي كنند. اين ختم از سوم آذر ۹۰ شروع شده و فردا ۵  آذر ۹۰ به پايان می رسد.

كتاب بركت

تلنگر:

فاصله بين تفاسير و حقيقت قرآن

تفسير قرآن، يك مسأله‏اى نيست كه امثال ما بتوانند از عهده آن برآيند؛ بلكه علماى طراز اوّل هم كه در طول تاريخ اسلام، چه از عامه و چه از خاصه، در اين باب كتاب هاى زياد نوشته‏اند- البته مساعى آنها مشكور است- لكن هر كدام روى آن تخصص و فنّى كه داشته است، يك پرده‏اى از پرده‏هاى قرآن كريم را تفسير كرده است، آن هم به طور كامل معلوم نيست بوده [باشد.] مثلًا عرفايى كه در طول اين چندين قرن آمده‏اند و تفسير كرده‏اند، نظير محيى الدين[2]  در بعضى از كتابهايش، عبد الرزاق كاشانى[3]  در تأويلات، ملا سلطانعلى[4]  در تفسير، اينهايى كه طريقه‏شان، طريقه معارف بوده است، بعضى‏شان در آن فنى كه داشته‏اند خوب نوشته‏اند؛ لكن قرآن عبارت از آن نيست كه آنها نوشته‏اند. آن، بعضى از اوراق قرآن و پرده‏هاى قرآن است. يا مثلًا طنطاوى[5]   و امثال او، و همين طور قطب[6]  هم، به يك ترتيب ديگرى تفسير كرده‏اند كه باز هم غير تفسير قرآن است به همه معانى؛ آن هم يك پرده‏اى است؛ و بسيارى از مفسّرين كه از اين دو طايفه نبودند تفاسيرى دارند، مثل مجمع البيان[7]  ما، كه تفسير خوبى است و جامع بين اقوال عامه و خاصّه است؛ و ساير تفسيرهايى كه نوشته شده است، اينها هم همين طور. قرآن‏ يك كتابى نيست كه بتوانيم- ما يا كس ديگرى- يك تفسير جامعى آن طور كه [سزاوار است بر آن‏] بنويسد. علوم قرآن، يك علوم ديگرى است ماوراى آنچه ما مى‏فهميم. ما يك صورتى، يك پرده‏اى از پرده‏هاى كتاب خدا را مى‏فهميم، و باقى‏اش محتاج به تفسير اهل عصمت است، كه معلَّم به تعليمات رسول اللَّه بوده‏اند.

در اين اواخر هم يك اشخاصى پيدا شده‏اند كه اصلًا اهل تفسير نيستند، اينها خواسته‏اند مقاصدى [را] كه خودشان دارند به قرآن و به سنت نسبت بدهند. حتى يك طايفه‏اى از چپي ها و كمونيست ها هم به قرآن تمسّك مى‏كنند، براى همان مقصدى كه دارند اينها اصلًا به تفسير كار ندارند، به قرآن هم كار ندارند، اينها مقصد خودشان را مى‏خواهند به خورد جوان هاى ما بدهند، به اسم اينكه اين اسلام است.

و لهذا آنچه من عرض مى‏كنم اين است كه اشخاصى كه رشد علمى زياد پيدا نكرده‏اند، جوانهايى كه در اين مسائل و در مسائل اسلامى وارد نيستند، كسانى كه اطلاع از اسلام ندارند، نبايد اينها در تفسير قرآن وارد بشوند و اگر روى مقاصدى آنها وارد شدند، نبايد جوان هاى ما به آن تفاسير اعتنا كنند؛ و از چيزهايى كه ممنوع است در اسلام «تفسير به رأى» است[8]  كه هر كسى آراى خودش را تطبيق كند بر آياتى از قرآن، و قرآن را به آن رأى خودش تفسير و تأويل كند و يك كسى مثلًا اهل معانى روحيه است، هر چه از قرآن [به‏] دستش مى‏آيد تأويل كند و برگرداند به آن چيزى كه رأى اوست؛ ما بايد از همه اين جهات احتراز كنيم؛ و لهذا دست ما در باب قرآن بسته است. ميدان چنان باز نيست كه انسان هر چه به‏ نظرش آمد بخواهد نسبت بدهد، كه قرآن اين است، اين را مى‏گويد.

و اگر چنانچه من چند كلمه‏اى راجع به بعضى آيات قرآن كريم عرض كردم، نسبت نمى‏دهم كه مقصود اين است؛ من به طور احتمال صحبت مى‏كنم نه به طور جزم. نخواهم گفت كه خير، مقصود اين است و غير از اين نيست. [9]


[1] . ارشادالقلوب ج1 صفحه: 79

[2] . محمد بن على بن محمد عربى( 560- 638 ق.) بزرگترين عارف قرن هفتم، و از عارفان بزرگ قرون اسلامى است. وى به« ابن عربى»،« محيى الدين» و« شيخ اكبر» شهرت دارد. در آثارش مانند فتوحات مكيّه آيات قرآن را به سبك عرفانى تفسير كرده است.

[3] . ملّا عبد الرزّاق بن جمال( جلال) الدين كاشانى، مكنّى به« ابو الغنائم» و ملقّب به« كمال الدّين» از مشاهير عارفان قرن هشتم هجرى است. مطالب تفسيرى وى را در اثر او به نام تأويل الآيات يا تأويلات القرآن مى‏توان يافت.

[4] . سلطان محمد بن حيدر الجنابذى الخراسانى، مشهور به« سلطان على شاه» از عارفان و صوفيان قرن 14 هجرى است. تفسير وى به نام بيان السعادة فى مقامات العبادة پر از مطالب رمزى همراه مباحث فلسفى مى‏باشد. اين اثر وى در چهار مجلّد در سال 1344 ه. ش. در چاپخانه دانشگاه تهران به چاپ رسيده است.

[5] . طنطاوى بن جوهرى مصرى( 1287- 1358 ق.) از دانشمندان مصر و اساتيد دار العلوم قاهره بوده است. تفسير وى به نام الجواهر فى تفسير القرآن الكريم مى‏باشد. وى در تفسيرش به بيان احكام مورد نياز مسلمانان و اخلاق پرداخته است؛ ولى مهمترين ويژگى اين تفسير، مباحث علمى آن است كه حدود 750 آيه از قرآن را با مطالب علوم طبيعى تطبيق كرده است.

[6] . سيد بن قطب بن ابراهيم، متفكّر اسلامى مصرى در قرن 14 هجرى، نويسنده و مدرّس عربى در مصر مى‏باشد. وى عضو گروه« اخوان المسلمين» بوده و رياست روزنامه آن را به عهده داشته است. سيد قطب توسط حكومت جمال عبد الناصر، دستگير و زندانى، و سپس اعدام گرديد. آثار متعددى در زمينه قرآن دارد؛ مانند التصوير الفنّى فى القرآن، مشاهد القيامة فى القرآن و تفسير فى ظلال القرآن كه در آن بيشتر به مباحث اجتماعى پرداخته است.

[7] . مجمع البيان فى تفسير القرآن؛ تأليف ابو على فضل بن حسن بن فضل طبرسى( 472- 578 يا 551) مفسّر و فقيه بزرگ شيعه در قرن ششم هجرى است. وى در تفسير گرانقدر خود به بحثهاى ادبى و قرائات و نقل اقوال مفسّرين و بيان مراد آيات قرآن پرداخته است.

[8] . عن النبى( ص): مَنْ فَسَّرَ الْقرآنَ بِرَأْيِهِ فَلْيُتَبَوَّأْ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ؛ هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند، جايگاه او در آتش است؛ تفسير صافى؛ ج 1: المقدمة الخامسة؛ ص 35.

[9] . تفسير سوره حمد، متن، ص: 91-94.

ختم 79 و 80 و 81 قرآن كريم

بشارت:

و قال الحسن عليه السلام : ما بقي في الدنيا بقية غير هذا القرآن , فاتخذوه اماما يدلكم علي هداكم , و ان احق الناس بالقرآن من عمل به و ان لم يحفظه , و ابعدهم منه من لم يعمل به و ان كان يقراه .
و قال : من قال في القرآن برأيه فاصاب فقد اخطا .[1]

حضرت امام حسن- عليه السّلام- فرمود:

در دنيا غير از اين قرآن كريم (وسيله هدايتي)باقى نمانده، پس او را پيشواى خود قرار دهيد تا شما را به راه نجات هدايت كند. و به درستى كه سزاوارترين مردم به قرآن‏ كسى است كه به آن عمل كند گر چه آن را حفظ نكرده باشد. و دورترين مردم از قرآن كسى است كه به آن عمل نكند گر چه آن را قراءت كند. و فرمود: هر كس در قرآن به رأى خود بگويد و مطابق واقع هم گفته باشد خطا كرده، [چون مأموريم حقايق قرآن را به وسيله خاندان پيغمبر- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- ياد بگيريم و بگوييم].

ختم هفتاد و نهم قرآن كريم؛ اين ختم براي يك حزبي و نيم حزبي هاي پراكنده بود كه  29 آبان نود شروع شد و يك‌اذر 90 نيز به پايان رسيد.

ختم هشتادم قرآن كريم؛ ؛اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است كه به صورت پيوسته  در هر دو روز يك ختم كامل تلاوت مي كنند. اين ختم از يك آذر ۹۰ شروع شده و امروز ۲ آذر۹۰ به پايان می رسد.

ختم هشتاد و يكم قرآن كريم؛؛اين ختم مخصوص ۴۰ نفر از اعضاي نيم حزبي است كه به صورت پيوسته  در هر شش روز يك ختم كامل تلاوت مي كنند. اين ختم از ۲۷آبان ۹۰ شروع شده و امروز ۲  آذر ۹۰ به پايان می رسد.

 نكته:گروه ۴۰ نفره نيم حزبي با تلفيق با نيم حزبي هاي پراكنده يك گروه ۸۰ نفره را تشكيل دادند كه به طور ترتيبي و پيوسته در سه روز يك ختم كامل انجام مي دهند.

كتابي براي اوج گرفتن

تلنگر:

افراط و تفريط در قرآن

به طورى كه ذكر شد و معلوم گرديد، از براى هدايت به حسب انواع سير سايرين و مراتب سلوك سالكين الى اللَّه مقامات و مراتبى است. و ما به طريق اجمال اشاره به بعض مقامات آن مى‏كنيم تا در ضمن، «صراط مستقيم» و «صراط مفرِطين» و «صراط مفرِّطين»، كه «مغضوب عليهم» و «ضالّين» مى‏باشند، به حسب هر يك از مراتب معلوم گردد.

اول، نور هدايت فطرى است؛ چنانچه اشاره به آن در تنبيه سابق شد. و در اين مرتبه از هدايت، «صراط مستقيم» عبارت است از سلوك إلى اللَّه بى‏ احتجاب به حجب ملكى يا ملكوتى؛ و يا سلوك الى اللَّه بى‏احتجاب به حجب معاصى قالبيّه يا معاصى قلبيّه؛ يا سلوك الى اللَّه است بى‏احتجاب به حجب غلوّ و يا تقصير؛ و يا سلوك الى اللَّه است بى‏احتجاب به حجب نورانيّه يا ظلمانيّه؛ و يا سلوك الى اللَّه است بى‏احتجاب به حجب وحدت يا كثرت. و شايد «يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاء»[2]  اشاره به اين مرتبه از هدايت و احتجابات باشد كه در حضرت قدر، كه نزد ما مرتبه واحديّت به تجلّى به حضرات اعيان ثابته است، تقدير شده. و تفصيل آن از حوصله اين رساله بلكه از نطاق تحرير و بيان خارج است. «و هو سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّه وَ سَتْرٌ مِنْ سَتْرِ اللَّه».[3]

دوم، هدايت به نور قرآن است. و در مقابل آن، غلوّ و تقصير از معرفت آن است، و يا وقوف به ظاهر و وقوف به باطن است؛ چنانچه بعضى اهل ظاهر علوم قرآن را عبارت از همان معانى عرفيّه عاميّه و مفاهيم سوقيّه وضعيّه مى‏دانند؛ و به همين عقيده تفكّر و تدبّر در قرآن نكنند؛ و استفاده آنها از اين صحيفه نورانيّه كه متكفّل سعادات روحيّه و جسميّه و قلبيّه و قالبيّه است منحصر به همان دستورات صوريّه ظاهريّه است؛ و آن همه آياتى كه دلالت كند بر آن كه تدبّر و تذكّر آن لازم يا راجح است و از استناره به نور قرآن فتح ابوابى از معرفت شود، پس پشت اندازند؛ گويى قرآن براى دعوت به دنيا و مستلذّات حيوانيّه و تأكيد مقام حيوانيّت و شهوات بهيميّه نازل شده است.

و بعضى اهل باطن به گمان خود از ظاهر قرآن و دعوت هاى صوريّه آن، كه دستور تأدّب به آداب محضر الهى و كيفيّت سلوك الى اللَّه است- و آنها غافل از آن هستند- منصرف شوند و با تلبيسات ابليس لعين و نفس امّاره بالسّوء از ظاهر قرآن منحرف، و به خيال خود به علوم باطنيّه آن متشبّث هستند؛ با آن كه راه وصول به باطن از تأدّب به ظاهر است.

پس، اين دو طايفه هر دو از جادّه اعتدال خارج و از نور هدايت به صراط مستقيم قرآنى محروم و به افراط و تفريط منسوبند. و عالم محقّق و عارف مدقّق بايد قيام به ظاهر و باطن كند و به ادب هاى صورى و معنوى متأدّب گردد- چنانچه ظاهر را به نور قرآن متنوّر مى‏كند، باطن را نيز به انوار معارف و توحيد و تجريد آن نورانى كند.

اهل ظاهر بدانند كه قصر قرآن را به آداب صوريّه ظاهريّه و يك مشت دستورات عمليّه و اخلاقيّه و عقايد عاميّه در باب توحيد و اسماء و صفات، نشناختن حق قرآن و ناقص دانستن شريعت ختميّه است، كه بايد اكمل از آن تصوّر نشود و الّا ختميّت آن در سنّت عدل محال خواهد بود. پس چون شريعتْ ختم شرايع و قرآنْ ختم كتب نازله و آخرين رابطه بين خالق و مخلوق است، بايد در حقايق توحيد و تجريد و معارف الهيّه، كه مقصد اصلى و غايت ذاتى اديان و شرايع و كتب نازله الهيّه است، آخرين مراتب و منتهى النّهايه اوج كمال باشد، و الّا نقص در شريعت كه خلاف عدل الهى و لطف ربوبى است لازم آيد؛ و اين خود محالى است فضيح و عارى است قبيح كه با هفت دريا از روى اديان حقّه لكّه ننگش شسته نشود؛ و العياذ باللَّه.

و اهل باطن بدانند كه وصول به مقصد اصلى و غايت حقيقى، جز تطهير ظاهر و باطن نيست؛ و بى‏تشبّث به صورت و ظاهر، به لُبّ و باطن نتوان رسيد؛ و بدون تلبّس به لباس ظاهر شريعت راه به باطن نتوان پيدا كرد؛ پس، در ترك ظاهرْ ابطال ظاهر و باطن شرايع است؛ و اين از تلبيسات شيطان جنّ و انس است. و ما شمّه‏اى از اين مطلب را در كتاب شرح اربعين حديث مذكور داشتيم.[4]


[1] . ارشادالقلوب ج1 صفحه: 79

[2] . « هر كه را بخواهد گمراه مى‏كند و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند.»( نحل/ 93، فاطر/ 8)

[3] . قال اميرالمؤمنين عليه السلام فى القدر: الا، انَّ الْقَدْر سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّه وَ سَتْرٌ مِنْ سَتْرِ اللَّه. التوحيد، ص 383،« باب القضاء و القدر ...»، حديث 32.

[4] . آداب الصلوة(آداب نماز):290 و 291