آیه 6 ؛ قسمت یازدهم

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً

16. يك نكته بلاغي:

عبارت «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً» از نظر  بلاغی «تشبیه بلیغ» می باشد.

تشبیه بلیغ، آن است که وجه شبه و ادات تشبیه از آن حذف شده است. از آن جهت اين تشبيه را بليغ گويند كه با حذف ادات تشبيه، دو طرف تشبيه يك چيز به حساب آمده و يكي بر ديگري برتري ندارد و موجب مبالغه ي بيشتري مي شود.در حقیقت مشبه(الارض) آنقدر ارتفاع درجه پیدا می کند تا آنکه به جایگاه مشبه به(المهاد) می رسد و این مبالغه در قدرت تشبیه است.[1]

در حقیقت جمله چنین بوده است: «قد جعلنا الارض کالمهاد فی سهولة الانتفاع منها».اما بدین شکل بیان کرده تا مخاطب برای فهمیدن آن به فکر فرو رود تا در جانش بیشتر بنشیند.[2]

17. پیامهای اخلاقی

1.     توجه به آفرینش و ویژگی های آن، ما را به پی بردن به قدرت خدا و پذیرش معاد آماده می کند.

از آنجایی که خداوند در اثبات تحقق معاد،از آفرینش زمین و کوه ها و سایر نعمت ها استفاده می کند،معلوم می شود،ذکر این موارد زمینه ساز پذیرش معاد و قدرت و حکمت الهی است.

2.     پس از طرد افکار باطل،بر مطالب حق خود استدلال کنیم.

از آنجایی که این سوره در مواجهه با مشرکان است،خداوند در ابتدای سوره تسائل آنان را تخطئه می کند و پس از تهدید آنان و آرام کردن اوضاع، به مطلب حق که همان معاد باشد، استدلال می کند و این روش قابل پیروی است.

3.     استفاده از دادگاه وجدان، در مناظرات،روشی قرآنی است.

روش خداوند در مواجهه با مشرکان قابل توجه است که کلام را طوری بیان می کند که مخالفان راهی جز اعتراف به صغرای قیاس ندارند، و وقتی به صغری اعتراف کردند، راه برای اثبات کبرای قیاس آماده می شود و این درس مناظره با مخالفان است.

4.     در استدلال ابتدا از مطالب و منافع سهل الوصول استفاده کنیم.

از آنجایی که خداوند ،نعمت زمین را به سایر نعمتها مقدم می کند،فهمیده می شود که مخاطب نعمت بودن آن را بهتر و زودتر از بقیه نعمتها درک می کند و این روشی قابل تأسی است.

5.     بی توجهی به نعمتهای پیرامونی ،روحیه انکار و عناد را انسان به وجود می آورد.

از آنجایی که خداوند برای زمینه چینی استدلال به معاد،به ذکر نعمتهایی که به آن عادت داریم،می پردازد،معلوم می شود که ندیده انگاشتن این نعمتها به ندیده انگاری صاحب نعمت می انجامد.

6.     انسان در لحظه لحظه زندگی خود بر روی کره خاکی، به الطاف خداوند در حفظ شرایط مساعد زندگی ،نیازمند است.

این مطلب از فعل مضارع " نَجْعَلِ" که دلالت بر استمرار دارد و همچنین توجه به معنای " مِهاداً" فهمیده می شود.


[1] . ترجمه و شرح جواهر البلاغه، حسن عرفان،ج 2، ص 64.

[2] . ابن عاشور اصل آن را چنین می داند که : «انه خلقها فی حال انها کالمهاد».( التحریر و التنویر، ج 30، ص 12.)