آیه 7 ؛ قسمت یازدهم

وَ الْجِبالَ أَوْتاداً

33. دلالت کوه ها بر حرکت زمین

برخی با استدلال به آیه « وَ الْجِبالَ اَوْتاداً » چنین استنباط کرده اند که این آیه دلالت بر حرکت زمین دارد و می تواند به عنوان آیات علمی مورد توجه قرار گیرد.

الف) يكى از نويسندگان معاصر، بعد از بيان اين نكته كه، چيزى را ميخ مى‏كوبند كه احتمال متلاشى شدن آن در حال حركت باشد، مى‏نويسد: «قرآن چهارده قرن پيش، پرده از روى اين راز بزرگ برداشته و كوهها را ميخ هاى زمين معرفى كرده است؛ زيرا فايده و نتيجه اينكه خداوند كوهها را ميخ ها و مسمار زمين قرار داد اين است كه اجزايش در حال حركت از هم متلاشى نشود».

ب) دكتر عدنان الشريف، نيز پس از اشاره به اهميّت كوهها در ايجاد توازن نيروى جاذبه و گريز از مركز به آيه‏ى 7 سوره‏ نبأ اشاره مى‏كند و مى‏نويسد: «كوهها باعث مى‏شوند زمين در حال حركت، تعادل خود را حفظ كند و از مسير و مدار خود خارج نشود».[1]

آقای رضایی اصفهانی در جمع بندی می نویسد: « چنانچه از نظر علمى ثابت شود كه كوهها مانع از هم پاشيدگى و قطعه قطعه شدن زمين در اثر حركت آن مى شوند، مى‏توان گفت اين آيات به حركت انتقالى و وضعى زمين نيز اشاره دارند. چرا كه آيه، كوهها را به عنوان محافظانى در برابر اثرات سوء حركت زمين معرفى مى‏كند كه همچون ميخهايى بر بدنه زمين كوبيده شده‏اند».[2]

ما وقتی با قطع از نظر از آنچه که علوم امروزی درباره حرکت زمین و نقش کوه ها در این چرخه، بیان داشته اند، به آیات قرآن نگاه می کنیم، چیزی بیشتر از این دلالت ندارد که:

1.       کوه ها باعث دفع اضطراب زمین هستند.

2.       کوه ها مانند میخی در دل زمین فرو رفته اند.

و واقعا از این گزاره ها حرکت زمین فهمیده نمی شود. زیرا این چنین نیست که هر جایی که میخی کوبیده می شود، دلیل بر حرکت وضعی آن چیز داشته باشد. اگر ما برای آویزان کردن چیزی میخی به دیوار می کوبیم، نه برای دفع حرکت وضعی آن دیوار، بلکه برای دفع لغزش و اضطراب از آن شیء است که نلغزد و نیفتد و این مطلب مؤید هم دارد چرا که در لغت گفته شده که "تَمیدَ" از ماده "مَید" به معنای اضطراب در رفت و آمد است.

ابو هلال عسکری در فرق بین مید و میل می نویسد: «میل حرکت از یک طرف است اما مید حرکت گاهی به راست و گاهی به چپ است و منظور از مَید در آیه "وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِم‏"[3] حرکت از یک طرف نیست، بلکه هم چنان که مشهور است ، اضطراب می باشد و اضطراب از دو جهت می باشد».[4] صاحب بن عباد هم آن را رفت و آمد و اضطراب دانسته است.[5] علامه مصطفوی گرچه آن را به معنی حرکت همراه با اضطراب، به هر جهتی که باشد، معنا کرده اما در لفظ "مَیدان"، جهت آن را در رفت و برگشت دانسته است.[6]

همان طور که ملاحظه شد حرکت اضطرابی در رفت و آمد و نامنظم حاصل از لفظ است و نه حرکت وضعی منظم. پس آیه چه با ظهورش و چه با کاربرد لغوی اش، به هیچ وجه دلالت بر حرکت وضعی زمین ندارد.

اگر میخ گونه بودن کوه ها به حرکتی از زمین اشاره داشته باشد، آن حرکت قاره است، چنان که آقای رضایی اصفهانی می نویسد: «همان طور كه برخى دانشمندان بيان كرده‏اند، زمين داراى نوعى حركت در پوسته جامد خويش است كه به حركت قارّه‏اى مشهور است. با توجه به اين يافته علمى مى‏توان آيه را اشاره به اين حركت زمين دانست؛ چرا كه كوهها تأثير زيادى در جلوگيرى از آثار مخرب اين حركت زمين دارند».[7]

البته باید توجه داشت که منظور این است که این حرکت قاره ای، جزئی از همان اضطراب در زمین خواهد بود، نه اینکه کل آیات این موضوع ، از اضطراب به آن حرکت منصرف شود و اصولا این حرکت نیست، بلکه از هم پاشیدگی است.

پس آنچه که می ماند همان اضطراب است که وجود کوه ها آن را از زمین می گیرد و آن را آماده بهره برداری می کند و این آیه به بیش از این مطلب دلالت نمی کند.


[1] . محمد علی رضایی اصفهانی، تفسير موضوعى قرآن ويژه جوانان، ج‏5، ص: 220 و 221.

[2] . همان، ص 222.

[3] . سوره انبیاء/31.

[4] . الفروق في اللغة، ص: 209

[5] . المحيط في اللغة، ج‏9، ص: 383

[6] . التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج‏11، ص: 223

[7] . تفسير موضوعى قرآن ويژه جوانان، ج‏5، ص: 222.