ختم 33 و 34 قرآن كريم
بشارت:
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموئند:
قرآن، دست وپاي مؤمن را در برآوردن بسياري از خواهشهاي نفساني اش بسته است.
ختم سي و سوم قرآن كريم كه مخصوص افراد نيم حزبي و بعضي از حزبي ها بود كه از دهم مهر ۹۰ با مشاركت 33 نفر از اعضاي نيم حزبي و 7 نفر از اعضاي حزبي ،امروز 14 مهر ۹۰ به اتمام مي رسد و قراره كه 2 حزب هم از ختم بعدي تلاوت بشه .
قابل توجه اينكه اعضاي نيم حزبي ما الان 33 نفرند و وقتي به چهل برسند پرونده شون بسته ميشه و ختم آنها هم پيوسته خواهد شد.
ختم سي و چهارم قرآن كريم همان ختم اضطراري بود. در اين ختم حدود 65 نفر مشاركت داشتند كه 58 نفرشون از اعضاي گروه بودند ،يه چندتاشون هم از دوستان بودند كه براي اين بار در طول تاريخ حرف ما را پذيرفتند ،گرچه بماند كه بعضي شون هم با بد و بيراه به راه آورديم و دو نفرشون هم از بزرگواران اين ترنت و اون ترنت بودند كه دعوت اين ز پا افتاده را اجابت كردند.
نمي دونم چه سريه، اصلا تو اين جور برنامه ها كسي گوشش بدهكار آدم نيست يا واقعا هر كسي را توي اين وادي راه نمي دن يا اينكه مردم سخت اعتماد مي كنن فكر مي كنن مي خوام اونا را سر كيسه كنيم.
بعد از كلي دعوت،بايد بگي بابا من فلاني ام پسر شجاع ، دوست خرس مهربون و بعد از نقل خاطراتت در طول دفاع مقدس و سال هاي اسارت،تازه ميگن جهنم ديگه هستيم...
البته درسته كه طرح ما پولكيه و بالاخره گفت كه جون بخواه و پول نخواه،ولي ما اون هم گذاشتيم آخر سه ماه كه فكر نكنن خبرائيه.
يا اين كه اينجا اون جايي كه شيطان گفت: قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم.[۱]
هر چه هست آدم هر چي بيشتر سعي مي كنه كمتر به نتيجه مي رسه .اون روز بعد از 3-4 روز برنامه ريزي و ايجاد حس كنج كاوي پيش بعضي از دانشجوها اون هم جنس مرغوب و خوب خوب هاي علوم قرآني و تفسير،وقتي كه مزاياي طرح را توضيح دادم آنچه نصيب ما شد به بهي و چه چهي بود و دگر هيچ.
نمي دونم شايد همين هم واسه ما بهتره اما هر چه كه هست متأسفانه رغبت به قرآن خيلي كم رنگه البته شايد علت عمده ش خباثت هاي دروني اين ز پا افتاده باشه.هر چه كه هست به قول حضرت استاد اعاذنا الله و اياكم من شرور انفسنا و سيئات اعمالنا.

تلنگر:
هدف تركيب قصص قرآني
... و ديگر از مطالب اين صحيفه الهيّه، قصص انبياء و اولياء و حكماء است، و كيفيّت تربيت حق، آنها را، و تربيت آنها ،خلق را؛ كه در اين قصص فوائد بىشمار و تعليمات بسيار است. و در آن قصص به قدرى معارف الهيّه و تعليمات و تربيتهاى ربوبيّه مذكور و مرموز است كه عقل را متحيّر كند. سبحان اللَّه و له الحمد و المنة. در همين قصّه خلق آدم عليه السلام و امر به سجود ملائكه و تعليمات اسماء و قضاياى ابليس و آدم (ع) كه در كتاب خدا مكرر ذكر شده، به قدرى تعليم و تربيت و معارف و معالم است براى كسى كه «لَهُ قَلْبٌ اوْ الْقىَ السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد» [۲] كه انسان را حيران كند.
و اينكه قصص قرآنيّه، مثل قصه آدم و موسى و ابراهيم و ديگر انبياء عليهم السلام، مكرر ذكر شده، براى همين نكته است كه اين كتاب، كتاب قصه و تاريخ نيست، بلكه كتاب سير و سلوك الى اللَّه و كتاب توحيد و معارف و مواعظ و حِكَم است. و در اين امور، مطلوبْ تكرار است تا در نفوس قاسيه تأثيرى كند و قلوب از آن موعظت گيرد. و به عبارت ديگر، كسى كه بخواهد تربيت و تعليم و انذار و تبشير كند، بايد مقصد خود را با عبارات مختلفه و بيانات متشتّته- گاهى در ضمن قصه و حكايت و گاهى در ضمن تاريخ و نقل و گاهى به صراحت لهجه و گاهى به كنايت و امثال و رموز- تزريق كند تا نفوس مختلفه و قلوب متشتّته هر يك بتوانند از آن استفادت كنند.
و چون اين كتاب شريف براى سعادت جميع طبقات و قاطبه سلسه بشر است، و اين نوع انسانى در حالات قلوب و عادات و اخلاق و ازمنه و امكنه مختلف هستند، همه را نتوان به يك طور دعوت كرد؛ اى بسا نفوسى كه براى اخذ تعاليم به صراحت لهجه و القاء اصل مطلب به طور ساده حاضر نباشند و از آن متأثر نگردند؛ اينها را بايد به طور ساختمان دماغ آنها دعوت كرد و مقصد را به آنها فهمانيد. و بسا نفوسى كه با قصص و حكايات و تواريخ سر و كار ندارند و علاقمند به لبّ مطالب و لباب مقاصدند؛ اينها را نتوان با دسته اول در يك ترازو گذاشت. اى بسا قلوب كه با تخويف و انذار متناسبند؛ و قلوبى كه با وعده و تبشير سر و كار دارند. از اين جهت است كه اين كتاب شريف به اقسام مختلفه و فنون متعدده و طرق متشتّته مردم را دعوت فرموده؛ و چنين كتابى را تكرار حتم و لازم است. دعوت و موعظه بىتكرار و تفنّن، از حدّ بلاغت خارج، و آنچه متوقّع از آن است، كه تأثير در نفوس باشد، بىتكرار از آن حاصل نشود.
مع الوصف، در اين كتاب شريف قضايا به طورى شيرين اتفاق افتاده كه تكرار آن انسان را كسل نكند؛ بلكه در هر دفعه كه اصل مطلب را تكرار كند، خصوصيّات و لواحقى در آن مذكور است كه در ديگران نيست؛ بلكه در هر دفعه يك نكته مهمّه عرفانى يا اخلاقى را مورد نظر قرار داده و قضيّه را در اطراف آن چرخ مىدهد. و بيان اين مطلب استقصاى كامل از قصص قرآنيّه لازم دارد كه در اين مختصرات نگنجد. و در آرزوى اين ضعيف بىمايه ثبت است كه با توفيق الهى كتابى در خصوص قصص قرآنيّه و حل رموز و كيفيّت تعليم و تربيت آنها فراهم آورم به قدر ميسور. گرچه قيام به اين امر از مثل نويسنده آرزويى است بسى خام و خيالى است بس باطل.[۳]
[۱] . (اعراف:16): گفت: «پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى، من هم براى [فريفتن] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست.
[۲] . « براى كسى كه دلى( آگاه) داشته باشد يا با توجه كامل گوش( به كلام حق) بسپارد.»( ق/ ۳۷)
[۳] . آداب الصلوة(آداب نماز)، متن، ص: ۱۸۶- ۱۸۸.
اين وبلاگ براي اطلاع رساني سامانه پيامكي ختم قرآن راه اندازي شده است.