بشارت:

امام صادق عليه السلام فرمودند:

سه چيز است که بدرگاه خداى عزوجل شکايت کند مسجد ويرانى که اهلش در آن نماز نخوانند، و دانشمند عالمى که ميان نادان ها و جهال باشد و قرآنى که گرد بدان نشسته و کسى آن را نخواند.

ختم چهل و پنجم قرآن كريم ؛اين ختم مخصوص ۶۰ نفر از اعضاي يك حزبي است كه به صورت پيوسته  در هر دو روز يك ختم كامل تلاوت مي كنند. اين ختم از ۲۹ مهر ۹۰ شروع شده و امروز ۳۰ مهر ۹۰ به پايان مي رسد.

كتاب ذكر

تلنگر:

حجاب هاي استفاده از قرآن

1.خودبيني

اكنون كه عظمت كتاب خدا از جميع جهات مقتضيه عظمت معلوم شد و راه استفادت مطالب آن مفتوح گرديد، بر متعلّم و مستفيد از كتاب خدا لازم است كه يكى ديگر از آداب مهمّه را به كار بندد تا استفاده حاصل شود؛ و آن رفع موانع استفاده است كه ما از آنها تعبير كنيم به حجب بين مستفيد و قرآن. و اين حجاب ها بسيار است كه ما به بعض از آن اشاره نمائيم:

يكى از حجاب هاى بزرگ حجاب خودبينى است كه شخص متعلّم خود را به واسطه اين حجاب مستغنى بيند و نيازمند به استفاده نداند. و اين از شاهكارهاى مهمّ شيطان است كه هميشه كمالات موهومه را بر انسان جلوه دهد و انسان را به آنچه كه دارد راضى و قانع كند و ما وراء آنچه پيش او است هر چيز را از چشم او ساقط كند. مثلًا، اهل تجويد را به همان علم جزئى قانع كند و آن را در نظر آنها جلوه‏هاى فراوان دهد و ديگر علوم را از نظر آنها بيفكند. و حَمَله قرآن را پيش آنها به خود آنها تطبيق كند و آنها را از فهم كتاب نورانى الهى و استفاده از آن محروم نمايد.

 و اصحاب ادبيّت را به همان صورت بى‏مغز راضى كند و تمام شئون قرآن را در همان كه پيش آنها است نمايش دهد. و اهل تفاسير به طور معمول را سرگرم كند به وجوه قرائات و آراء مختلفه ارباب لغت و وقت نزول و شأن نزول و مدنى و مكّى بودن و تعداد آيات و حروف و امثال اين امور. و اهل علوم را نيز قانع كند فقط به دانستن فنون دلالات و وجوه احتجاجات و امثال آن. حتى فيلسوف و حكيم و عارف‏ اصطلاحى را محبوس كند در حجاب غليظ اصطلاحات و مفاهيم و امثال آن.

شخص مستفيد بايد تمام اين حجب را خرق كند و از ما وراء اين حجب به قرآن نظر كند و در هيچ يك اين حجابها توقّف نكند كه از قافله سالكان الى اللَّه بازماند و از دعوت هاى شيرين الهى محروم مى‏شود.

 از خود قرآن شريف دستور عدم وقوف و قانع نشدن به يك حدّ معيّن استفاده شود. در قصص قرآنيّه اشارت به اين معنى بسيار است. حضرت موسى كليم با مقام بزرگ نبوّت قناعت به آن مقام نكرد و به مقام شامخ علم خود وقوف نفرمود؛ به مجرّد آنكه شخص كاملى را مثل خضر ملاقات كرد با آن تواضع و خضوع گفت: «هَلْ اتَّبِعُكَ عَلى‏ ان تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً».[1]  و ملازم خدمت او شد تا علومى كه بايد استفاده كند فرا گرفت. حضرت ابراهيم عليه السلام به مقام بزرگ ايمان و علم خاصّ به انبياء عليهم السلام قناعت نكرد، عرض كرد: «رَبِّ ارِنى كَيْفَ تُحيى الْمَوْتى».[2] از ايمان قلبى خواست ترقّى كند به مقام اطمينان شهودى.

بالاتر آن كه خداى تبارك و تعالى به جناب ختمى مرتبت- اعرف خلق اللَّه على الاطلاق- دستور مى‏دهد به كريمه شريفه «وَ قُلْ رَبِّ زِدْنى عِلْماً».[3]  اين دستورات كتاب الهى، اين نقل قصه‏هاى انبياء، براى آن است كه ما از آنها تنبّه حاصل كنيم و از خواب غفلت برانگيخته شويم.[4]

 


[1] . « آيا پيروى( همراهى) تو نمايم تا آنچه را آموخته‏اى از بصيرت و رشاد به من بياموزى؟»( كهف/ 66)

[2] . « پروردگارا نشانم بده چگونه مردگان را زنده مى‏كنى.»( بقره/ 260)

[3] . « و بگو: پروردگارا بر دانش من بيفزا.»( طه/ 114)

[4] . آداب الصلوة(آداب نماز):195 و 196